1. لک یَفُتْ مَن لَمْ یَمُتْ ← ماهی را هر موقع
از آب بگیری تازه است
2. الفائتُ لا یُستَدْرَکُ ← آب رفته به
جوی نیاید
3.
کالقابِضِ علی الماء ← آب در هاون کوفتن - باد در قفس
کردن
4.
مَقْتَلُ الرَجُل بین فَکّیْهِ ← زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد .
5.
قُدّتْ سُیورُهُ مِنْ اَدِیمِکَ ← سر و ته یک کرباساند
6.
یُقدِّمُ رِجْلاً و یُؤخّرُ أُخْری ← یک پا پس یک پا پیش می کشد.
7.
لَیسَ القَوادمُ کالخوافی ← خدا پنج انگشت را مثل هم نیافریده است.
8.
مِنَ القَلبِ الی القَلبِ ← دل به دل راه دارد
9.
اِقْلَع شَوْکک بِیَدک ← کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
10.
لَوُقُلْتُ ثَمْره لَقال جَمْره ← اگر بگویم ماست سفید است میگوید سیاه است
لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید